محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
755
آثار عجم ( فارسى )
وه چه جارى ! به نظر پاكتر از روح بسيط « 1 » * وه چه جارى ! به صفا ، صافتر از نور بصر آسمان است تو گويى كه بود رنگ به رنگ * گاه ابيض به نظر آيد و گاهى اخضر آسمان راست بسى اختر و اين هم به مثل * آسمانى است كه دارد ز چراغان اختر گاه ساكن به فراز است چو خورشيد به چرخ * گاه گردنده چو ارض است همى بر محور « 2 » اندر آن چار درخشنده حباب از بلّور * يك چو ناهيد « 3 » و دگر مشترى و تير « 4 » و قمر [ 452 f ] چون شعاعى فتد از عكس هوازان به زمين * گويى آميخته و ريخته هر جنس گهر آمد از بمبئى ، اين جارچو در ملكت فارس * يافت شيراز ز نو زينت و زيب ديگر آفرين رفت ز مردم همه بر آن استاد * كه نموده است چنين صنعتى از دست هنر بنده « فرصت » ز ميان جستم و گفتم كاى قوم * آفرين است روا اگرچه بر آن صنعتگر ليك بايد بستائيد كسى را به ثنا * كاين چنين هديه فرستاده ابا زينت و فر
--> ( 1 ) . در اينجا به معنى غير مركّب است . ( 2 ) . گاه گردنده . . . : اشاره است به حركت شبانهروزى زمين ، به اعتقاد ايشان ؛ زيرا كه قائلند به دو حركت از براى آن . مجمل از مفصّل : فيثاغورس و جمعى از ديگر حكماى يونان و حكماى حاليهء يوروپ و قليلى از حكماى ايران را اعتقاد اين است كه كره زمين چون ديگر كواكب سيّاره ، دو حركت دارد : يكى حركت وضعيّه كه در عرض بيست و چهار ساعت ، بر دور خود حركت مىكند و اين براى تشخيص روز و شب است . يكى ديگر حركت اينيّه [ انتقالى ] كه به گرد شمس ، در عرض يكسال گردد و اين حركت باعث تبديل فصول است و اين را حركت ساليانه نيز گويند و اين فقير مؤلّف ، در كتاب درياى كبير ، تفصّل و مشروح تفصيل آن را نوشتهام و اعتراضات و جوابهاى آن را نيز نگاشتهام . ( 3 ) . ناهيد : ستارهء زهره است . ( 4 ) . تير : عطارد است .